آرادآراد، تا این لحظه: 17 سال و 8 ماه سن داره

آراد قلب مامانی

محبت

بانوى خردمندى در کوهستان سفر مى کرد که سنگ گران  قیمتى را در جوى آبى پیدا کرد. روز بعد به مسافرى رسید که  گرسنه بود. بانوى خردمند کیفش را باز کرد تا در غذایش با  مسافر شریک شود. مسافر گرسنه، سنگ قیمتى را در کیف  بانوى خردمند دید از آن خوشش آمد و از او خواست که آن سنگ  را به او بدهد. زن خردمند هم بى درنگ، سنگ را به او داد مسافر  بسیار شادمان شد و از این که شانس به او روى کرده بود، از  خوشحالى سر از پا نمى شناخت. او مى دانست که جواهر ب ه  قدرى با ارزش است که تا آخر عمر مى تواند راحت زندگى کند،  ولى چند روز بعد، مرد مسافر به راه افتاد تا هرچه...
10 ارديبهشت 1391

کسالت مامان

سلام وعرض ادب خدمت دوستای گلم ببخشید که ی مدت بی خبرتون گذاشتم  حال اراد خوبه فقط خود من دچار افسردگی روحی شدم و تو بد وضعی بودم به دلیل پاره ای از مشکلات زندگی که بعدا براتون مفصل میگم.مرسی از کامنتها و ابراز محبتتون التماس دعا انشااالله کمی حالم خوب شد میام جمعتون راستی ذوستای گلم با دل پاکتون برای بابای خوبم دعا کنین اصلا وضع کمرش خوب نیست و یک ماه بیشتره که تو خونه خوابیده و هرروز بدتر میشه دوستتون دارم نسیم
10 ارديبهشت 1391
1